آی‌م‌ن‌گ‌ی‌ن‌گ!

2010/11/02 § بیان دیدگاه

اینایی که شبا ثانیه شماری می‌کنن همه برن بخوابن، سکوت بشه ، آرامش بگیرن ، خودشون باشن و خودشون و افکارشون … بعد سکوت و درد تنهایی و بوی تعفن‌ش که انگار در فاضلاب رو برداشتن اینقدر آزارشون میده که موزیک و کتاب و نت و فیلم و آدامس جویدن‌های پی‌درپی در ازای هوس سیگار و  کوفت و خیره شدن به سقف و تاریکی و رویت اشباح در دل شب هم چیزی از غم درون‌شون کم نمی‌کنه… اونوقت به گه خوردن می‌افتن و فکر می‌کنن همون بهتر که همه باشن ، شلوغ باشه ، چرت و پرت بگیم ، بی‌خودی بخندیم به ریش خودمون و این دنیای حال به‌هم‌زن . خود واقعیمون رو یه جایی همون درون به حال خودش رها کنیم و قاطی بشیم با مردمی که خودشونو تو روزمره‌گی‌های خنده دار زندگی  غرق کردن و نه به درد گذشته فکر می‌کنن و نه به غم آینده … خنثی نگه داریم این افکار لعنتی رو ، فکر نکنیم به معلق موندن اون وسط بین فرار از تنهایی و بیزاری از حضور دیگران و شلوغی و صداهای آزار دهنده‌ی روی اعصاب …
اینایی که نمیدونن چه گِلی به‌سر بگیرن با این زندگی …
اینایی که غرشون میاد ، بیچاره اونایی که شنونده میشن …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این چیست؟

شما در حال خواندن آی‌م‌ن‌گ‌ی‌ن‌گ! در لیدی اِل هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: