هزارتومن‌نذر‌دانای‌علی

2010/11/11 § بیان دیدگاه

از من پرسید کرایه چنده؟ گفتم هزار تومن. روشُ برگردوند اونور، بچه مریض‌ش تو بغل‌ش بود ، یه بچه بزرگ که حق‍ش بود که جایی مستقل برای نشستن داشته باشه و کرایه‌ش مستقل حساب بشه. می‌خواستم کرایه بچه رو حساب کنم که بریم …خانومی اومد نشست  و ماشین حرکت کرد. نزدیک‌های مقصدمون یه بقعه وسط خیابون هست که ماشینا از دو طرف‌ش رد می‌شن ، دست‌شُ دراز کرد به راننده یه هزار تومنی داد گفت آقا بی زحمت اینو بندازین تو صندوق !!! به خودش نگاه کردم ، به بچه‌ش … از این‌هایی که این مدل خزئبلات رو به راحتی  خودشون ونزدیک‌هاشون ترجیح می‌دن! داشتم فکر می‌کردم که چند بار دیگه حق بچه‌ی بی‌گناه‌ش رو به این طریق پایمال کرده !  کجاها  اون بچه نادیده گرفته شده و به چه حق‌ی ! چطور می‌تونن؟! مگه غیر از اینه که اول وجود بعدا سجود؟! نمی‌خوام نتیجه گیری کنم ، نمیدونم واقعا نمیدونم …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این چیست؟

شما در حال خواندن هزارتومن‌نذر‌دانای‌علی در لیدی اِل هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: