حرف‌هایی‌برای‌نگفتن

2010/12/12 § 2 دیدگاه

یک سال تمام همدم تنهایی‌هایم ، گوش شنوا برای وراجی‌هایم شد. شاکی شدم از روزگار ، او آرام جان‌م شد. دل‌تنگ و بیمار بودم ، او مرهم‌ی برای روح زخم خورده‌ام شد. آواره بی‌راهه‌ها بودم ، او روشنایی راه‌م شد. نگاه دیگری بر زندگی‌ام داشت که دیگر ذهن خسته ام یارای تشخیص خوب را از بد نداشت. صبوری کرد با من ، دل واپسی هایم را با «من هستم برایت دختر» جواب میداد، همه امید‌م شد، من‌ه سیاه و نامطمئن … تحمل‌م می‌کرد به معنای کامل، غر زدن‌هایم، نالیدن‌هایم، دل نگرانی‌هایم ، اشک‌ها و لبخند‌هایم همه را با جان و دل پذیرا بود ، آرامش وجودش آرامم می‌کرد… زندگی ام شد کاروانسرای جبار ، محل گذر ، می آمدند زخمی میزدند بر قلب رنجورم ، آزرده می‌کردند روح بیمارم را و می‌رفتند ،اما او همچنان آخرین پناه‌م بود… بودنی که همیشه برایم عجیب بوده و هست… که ، چرا!
دیدارش آرزویم شد ، یک سال نقشه کشیده‌م، رویا بافته‌م، تصورش کرده‌م… من و او را … که اولین دیدارمان چنین و چنان خواهد شد ، که بنوشم‌ش با تمام وجود ، که تلافی کنم این همه دوری را، که دل‌م آرام گیرد ، که با دقت جزئیات ظاهرش را به خاطر بسپارم ، مطابقت دهم با رویاهایم … که چقدر دل‌م میخواست بغل کنم ببوسم‌ش برای همه بودن‌هایش ، برای مرد بودن‌ش، برای متفاوت بودنش ،برای عجیب بودن‌ش…
اما  لبخند هایش ، رنگ چشم‌هایش ، فرم انگشتانش ، جزئیات وجودش ، حتی رنگ بلوزش یادم نمی‌آید… یادم نمی‌آید بس که عصبی بودم … بس که فکرم مشغول بود … بس که دلم میخواست فریاد بزنم … نباید میگذاشتم … نباید می‌رفتم… نباید با آن اوضاع به هم ریخته سراغش می‌رفتم… باید موکول‌ش می‌کردم به زمان بهتری… نباید می‌رفتم… عاملی شد برای زیر و رو شدن دوباره ام ، باور نمیکنم ، به‌هم ریخته ام به معنای کامل… کاش می‌شد زمان را به عقب برگرداند ، افسوس …
دل‌م می‌خواهدش…

Advertisements

§ 2 پاسخ برای حرف‌هایی‌برای‌نگفتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این چیست؟

شما در حال خواندن حرف‌هایی‌برای‌نگفتن در لیدی اِل هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: