2011/01/31 § 3 دیدگاه

وقتی که مریض‌ی ، گناه‌ی میشی. اونجاست که دیگه بغل گرم کار نمیکنه… دل‌ت یکی رو میخواد که نوازش‌ت کنه… حواسش بهت باشه…

Advertisements

2011/01/31 § ۱ دیدگاه

ظهر بود. وقتی برگشتم هنوز خواب بود، آروم رفتم کنارش، خم شدم رو صورت‌ش که  گونه‌ش رو ببوسم… گردنبندم زود تر از لب‌هام صورت‌ش رو لمس کرد، لعنتی سرد بود، بیدارش کرد، عصبی شد… بغض تو گلوم رو برداشتم چند قدم رفتم عقب تر… برخلاف تلاش‌م، هیچ وقت اون صحنه از ذهن‌م پاک نشد… ولی سعی کردم همیشه حواس‌م به محبت اطرافیان‌م باشه…

ShamRain … Raindrops

2011/01/29 § بیان دیدگاه

ShamRain – 2007 – Goodbye To All That – Melancholic

Raindrops

The light is bleeding out of me
I can’t close my eyes
When tomorrow comes what’s left of me?
Is this the road I have to take?
Why won’t you come and save me
From this place today?
***
I bend my head down
Close my sight out
And I hear the sound of raindrops
On the window glass again
***
Once it all was different
Life has grown colder by the time
And it’s all confusing up my mind
Is this the road I have to take?
Why won’t you come and save me
From this place today

اصول یک اصل ِ اصولی ِ اصلی

2011/01/29 § ۱ دیدگاه

تا اینی که هستی رو خراب نکنی ، نمی‌تونی چیز بهتری جاش بسازی … هیچی …

تل می

2011/01/28 § بیان دیدگاه

وقتی میبینی اینقدری مستعدی که با یه جرقه! گُر بگیری ، با یه هیچ! پودر بشی ، با یه فلش بک! از هم بپاشی رو در و دیوار و اعصاب خودت و دیگران…
خب عزیز من ول کن اون آهنگا و عکسا و نوشته های به ها دهنده رو… چه مرض‌یه آخه!؟ آزار داری؟ یا چی؟ رحم کن به خودت… نکن.

چه روحی ، چه جسمی

2011/01/25 § 4 دیدگاه

آدما وقتی پریودن ، بغل‌ی تر میشن … خیلی بغل‌ی تر …

سوهان روح

2011/01/24 § بیان دیدگاه

آدم‌ها میروند…
اما آهنگ هایی را که از آن خودشان کردند به جا می مانند
تا روح‌ت را آرام آرام در تنهایی بخراشد…

من کجام؟

شما هم‌اکنون در حال مشاهدهٔ بایگانی ژانویه, 2011 در لیدی اِل هستید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: