دو کلام درددل با لیدی ال‌

2011/01/13 § 2 دیدگاه

شرمنده‌تم
گودرم رو بیشتر از اینجا دوست دارم انگار
هنوز نتونستم بفهمم که چیارو اینجا باید بنویسم و چیا رو تو پیج گودرم
یه مدت هم از اینترنت دور بودم ، کلن اون حس خوب رو انگار نسبت بهت از دست دادم
خصوصا بعد از اون بحث طولانی با آقای ب راجع به سینگل گذاشتن و اینها
سانسور و ایگنور کردن افکارم هم مزید بر علت هست
احساس مسئولیت میکنم به اینجا ، برای همین هیچ وقت دوست نداشتم وبلاگ داشته باشم
کلن سر در گم‌م
متاسف‌م !

Advertisements

§ 2 پاسخ برای دو کلام درددل با لیدی ال‌

  • زارع می‌گوید:

    …چشمان تنگ و مخمورش به بطری شراب دوخته شده بود و لبهایش به صدای بلند ماچ ملوچ می‌کرد. لیدی ال می‌دانست که هر لحظه ممکن است پیشخدمت یا مهمانی سربرسد و او را در حالی که از این صحنه لذت میبرد غافگیر کند … واقعا مانند آن بود که در هوای آزاد نفس می‌کشد. پس از آن همه سال زندگی در جامعه مبادی آداب ، رعایت تشریفات و نزاکتهای مرسوم ، رفتار صحیح و بجا و قراردادی و ساعاتی که صرف فکر در مورد چگونگی نشستن بر سر میز و کنار شخصیتهای مهم شده بود ، عامیگری مرد ، بی‌مبالاتیش ، چکمه های زمخت و پرگل و لایش برروی قالی و کلاهی که از روی بی‌ادبی همچنان برسرش مانده بود ، تباین خوشایندی با صحنه های معمولی بوجود می‌آورد…
    (لیدی ال -رومن گاری )

    • Layla می‌گوید:

      آقای زارع حفظ‌ین لیدی ال رو؟ ; )
      ممنون‌م.خیلی دوست داشتنی بود.خیلی…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این چیست؟

شما در حال خواندن دو کلام درددل با لیدی ال‌ در لیدی اِل هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: