1391

2012/03/20 § 5 دیدگاه

 ‫من اما کاش پرستوئی بودم
کوچ می‌کردم به گرمای وجودت
درکنار تو ، با عشق ، غرق در دریای چشمان‌ت
استقبال میکردم لحظه‌ی تحویل سال را…
Advertisements

آرامش لحظه‌های طوفانیِ من…

2012/03/19 § 4 دیدگاه

هر چه با آلبوم جدید آناتمای لعنتی Weather System پیش‌تر می‌روم، مــــست‌تر می‌شوم…

و عــاشـــق‌تر…

ببوسم دل‌ت را…

2012/03/13 § 6 دیدگاه

اگر عصبانیت کوبیدن یک میخ بر روی دیوار باشد و پشیمانی بعدش هم کندن آن میخ از روی دیوار ،
سوراخ‌ی که به جا می‌ماند، زخمی‌ست کاری و ماندنی بر دیوار دل کسی که با عصبانیت‌مان آزارش داده ایم…
روزی چند بار میخ میکوبیم ، می‌کَنیم و روی بر‌میگردانیم و سوراخ‌ی که بجا گذاشته‌ایم را نادیده میگیریم؟

لغزش تن، لرزش دل

2012/03/07 § 2 دیدگاه

زن، که بالش به بغل روی شکم می‌خوابد و خودش را لوس می‌کند و یک طرف صورت‌ش را در بالش فرو می‌برد و لُپ و لبانش به طرز احمقانه‌ای زیبا می‌شود…، باید مردی باشد که خزیدن بر پوست‌ش را بداند، خرمن موهایش را با یک دست کنار بزند، آرام و مهربان از اولین مهره‌ی ستون فقرات‌ش را خیــــس ببوسد برود تا پائین، با نفس‌هایش خـــشک کند بیاید تا بالا، تا موها، تا گودی گردن، تا لب‌ها…

من کجام؟

شما هم‌اکنون در حال مشاهدهٔ بایگانی مارس, 2012 در لیدی اِل هستید.