بازیافت در لجن

2012/07/28 § بیان دیدگاه

میدانم همه‌ی زندگی‌ات آن‌جاست؛ همان‌جایی که او هست! حس‌ی میگوید که باید پیش بروی، سماجت کنی! جسارت به خرج دهی، نزدیک‌تر شوی…بی‌قراری‌های دل‌ت عجیب آشناست. سوال‌های بی‌جوابت را هر شب هزار اشک مشق نوشته‌ام! میدانم احساس‌ت از چه جنسی‌ست و پس زده شدن چه دردی دارد! که ایستاده خورد شدن، صدای دل‌خراشش در گوش‌ پیچیدن و همچنان امیدوار بودن چه زجری‌ست! حواس‌ت باشد که تیکه‌های وجودت کجا افتاده است، از شرق تا غرب ِ شهر، لابه لای آجر سه سانتی‌ها، لای ملحفه‌های تخت خوابِ زیر کتابخانه یا در پهنای باند ِ اینترنت…! ضربه را محکم نخور، محکم نزنندت…! یک روز به جایی میرسی که میخواهی تکه‌های غرور، شادابی، آرام و قرارِ روح‌ت را جمع کنی، کنار هم بچینی‌ و خودت را کامل کنی… تکامل‌ی که با یک نسیم از هم میپاشد. درست مثل تکه‌های پازل!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این چیست؟

شما در حال خواندن بازیافت در لجن در لیدی اِل هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: