یک نخ وینیستون لایت

2012/09/18 § 2 دیدگاه

از آغوشش جدا شوی، نیمه برهنه با لباس زیرِ مشکی، بنشینی روی پله‌های ایوان خانه‌ی قدیمی و سیگاری روشن کنی، صدای باران با سکوت اطراف و آرامش درون‌ت آمیخته شود؛ بیاید و باز هم در آغوش‌ت بگیرد. پاهایش را مماس کند با پاهایت روی پله‌ی پائینی، دستانش را حلقه کند دور شکم‌ت، چانه‌ش را بگذارد روی شانه‌ات و نفس عمیق بکشد از لای موهای درهم‌ و برهم‌ت و لبخند بزند. صورتت را برگردانی لب‌هایش را ببوسی و باز به روبرو نگاه کنی و کام دیگری از سیگارت بگیری لغزیدن زبان و لبانش را روی پشتت حس کنی، آن هم در امتداد ستون فقرات، عرض شانه‌ها، آرام و مهربان. ته سیگار را ناشیانه پرتاب کنی درون راهِ آب حیاط. خیلی جدی بگوید: حتا بلد نیستی دقیق نشانه‌گیری کنی! بخندید دوتایی. برگردی و بنشینی روی پاهایش، زمزمه کند: چقدر تو زیبایی… و سخت در آغوشش آرام بگیری…

Advertisements

§ 2 پاسخ برای یک نخ وینیستون لایت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این چیست؟

شما در حال خواندن یک نخ وینیستون لایت در لیدی اِل هستید.

فرا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: