ماه بازی

2013/06/16 § بیان دیدگاه

از پشت خودم را جا میکنم توی بغل‌ش، دراز کشیده‌ایم روی تخت کنار پنجره و هلال ماه را که در سیاهی آسمان خودنمایی میکند، تماشا میکنیم. شیرین زبانی میکند…

+ اصلن بیا بریم روی ماه بغل‌ کنم، ببوسمت.
– خب بریم.
+ ولی نه. ممکنه اون تیزی‌ش فرو بره تومون!
– اون قسمت تاریکه نه تیز!
+ خب شانس نداریم که، یهو دیدی تیز بود!

Advertisements

من کجام؟

شما هم‌اکنون در حال مشاهدهٔ بایگانی ژوئن, 2013 در لیدی اِل هستید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: